Loading...
دسته:
زیر دسته:
34آموزش زبان انگلیسی حرفه ای
33ضمایر فاعلی و افعال to be
32آموزش گرامر زبان انگلیسی
31کاملترین لیست افعال بی قاعده Irregular Verbs List
30لیست افعال انگلیسی
29اجازه, الزام و اجبار انگلیسی Permission Obligation Necessity
28حذف به قرینه Ellipsis Substitution
27مصدر, اسم مصدر و اسامی Nouns پرکاربرد انگلیسی
26قیود نشانگر احتمالات Distancing
25نحوه تاکید کردن Adding Emphasis
24مغایرت و مقایسه انگلیسی
23افعال حسی verbs of senses
22افعال کمکی Auxiliary verbs
21جملات سوالی Questions
20بيان عادات Used to
19آموزش زمان‌ گذشته انگلیسی
18ضمایر Pronouns
17نقل قول Reported Speech
16جملات مجهول Passive
15آموزش جملات شرطی در انگلیسی
14مشخص کننده زمان انگلیسی
13عبارات موصولی
12زمان حال کامل Present Perfect
11آموزش حروف تعریف در انگلیسی
10جمله با قید انگلیسی
9زمان آینده در انگلیسی
8صفات تفضیلی انگلیسی
7اسامی قابل شمارش و غیرقابل شمارش
6آموزش ضمایر مفعولی انگلیسی
5فعل زمان گذشته ساده انگلیسی
4حال استمراری در انگلیسی
3آموزش زمان حال ساده فعل (be)
2آموزش فعل امر، صفات و حروف تعریف
1whose در انگلیسی

مشخص کننده زمان انگلیسی

مشخص کننده زمان انگلیسی time sequencer: زمانبندهای وابسته جملات زبان انگلیسی لزوما از زمان بند اصلی تبعیت می کند. در این مقاله به بررسی نکات مهم گرامر زبان انگلیسی در نحوه بیان زمان جملات وابسته می پردازیم. جهت آشنایی با دوره‌ها و کلاس‌های زبان انگلیسی بهترین آموزشگاه زبان در کرج کلیک کنید.

 

مشخص کننده های زمان در انگلیسی

 

 از مشخص کننده های زمان برای بیان این مطلب استفاده می‌کنیم که اتفاقات کی و به چه ترتیب زمانی اتفاق می‌افتند. 

•    ما از when به عنوان یک مشخص کننده زمان و همچنین برای وصل کردن دو اتفاق  به هم استفاده می‌کنیم:

I was watching TV when the phone rang. (two verbs joined by when)

On our first date, we went to the movies. After that we started meeting every day.
On Thursday I had an argument with my boss. The next day I decided to look for a new job.
We sat down to eat. Two minutes later the phone rang.
When I came out of the club, he was waiting for me.
The accident happened when I was crossing the street.



 

then, after that 
رایج ترین روش برای وصل کردن کارهایی که به ترتیب انجام میگیرند، استفاده از then یا after that است؛ اما نمیتوان after را به تنهایی در جمله قرار داد. مثال:


I got up and got dressed.
Then/ after that I made a cup of tea.
NOT    after I made a cup of tea.     

 

رابط ها: because, so, but, although 

because and so

She was driving fast because she was in a hurry. (reason)
She was in a hurry, so she was driving fast. (result)

•    از because برای بیان علت استفاده میکنیم.
•    از so برای بیان معلول یا نتیجه استفاده میکنیم. 

 

 but and although 

She tries to stop the car, but she hit the man.
Although she tried to stop the car, she hit the man.
She was very tired, but she couldn’t sleep.
She couldn’t sleep, although she was very tired. 

•    از but و although برای مقایسه استفاده میشود.
•    although هم میتواند در ابتدای جمله و هم در وسط جمله قرار بگیرد. 

 

something, anything, nothing, etc.

People
Somebody/ someone has taken my pen!
I didn’t speak to anybody/ anyone.
Did anybody/ anyone call?
No, nobody/ no one. Nobody/ No one called.
(+)
(-)
(?)
(-a)
Things
I bought something for dinner.
I didn’t do anything on the weekend.
Is there anything in the refrigerator?
No, nothing. There’s nothing in the refrigerator.
(+)
(-)
(?)
(-a)
Places
Let’s go somewhere this weekend.
We didn’t go anywhere this summer.
Is there anywhere to park?
No, nowhere. There’s nowhere to park.
(+)
(-)
(?)
(-a)

 

•    وقتی به طور دقیق از چه کسی، چه چیز و یا چه مکانی، مطلع نیستیم از somebody/ someone, something, somewhere در جملات مثبت استفاده می‌کنیم.

•    در جملات منفی و سؤالی از anybody/ anyone, anything, anywhere استفاده می‌کنیم:

I didn’t do anything last night. NOT I didn’t do nothing.

•    از nobody/ no one, nothing, nowhere برای پاسخ‌های کوتاه یا در جملاتی که فعل مثبت دارند، استفاده می‌کنیم.
 

have to, don’t have to, must, must not, can’t

I have to get up at seven every day.
She has to speak English at work.
(+)
We don’t have to wear a uniform at this school.
He doesn’t have to work on Saturdays.
(-)
Do I have to buy a grammar book?
What time does she have to get up in the morning?
(?)

•    برای بیان قوانین و اجبار از (have to+ verb (base form استفاده می‌کنیم.

•    از (don’t have to+ verb (base form برای بیان این موضوع استفاده می‌کنیم که اجباری وجود ندارد و چیزی ضروری نیست.

•    برای منفی و سؤالی کردن از do/ does استفاده می‌کنیم:

Do I have to go? NOT Have I to go?

•    have or has را به صورت مخفف به کار نبرید:

I have to go. NOT I’ve to go.

must/ must not/ can’t

You must do your homework tonight.
She must clean up her room before she goes out.
(+)
You must not leave your bags here.
You can’t brig food into the library.
(-)

•    برای بیان قوانین و اجبار از (must+ verb (base form استفاده می‌کنیم.

•    برای بیان این که چیزی ممنوع است و یا برای وضع یک قانون از can’t/ must not+ base form استفاده می‌کنیم.

•    can’t و must not هم معنا هستند، اما can’t بیشتر در صحبت کردن به کار می‌رود. می‌توانید از can not هم استفاده کنید.

•    صرف فعل must/ must not برای تمام اشخاص یکسان است.

•    must اغلب اوقات در جملات سؤالی به کار نمی‌رود (have to رایج‌تر است).

 

must and have to

 

این دو خیلی به هم شباهت دارند؛ اما have to رایج‌تر است، خصوصاً در صحبت کردن. must عمدتاً در فرم‌ها، نوشته‌ها و علائم رسمی به کار می‌رود.


must not and don't have to


معانی این دو به طور کامل با هم متفاوت است. جملات زیر را با هم مقایسه کنید:

You must not go. = you can't go. It's prohibited.
You don't have to go. = you can go if you want to, but it's not obligatory/ necessary.

 

Impersonal you


اغلب اوقات have to and must را با فاعل غیرشخصی به کار می‌بریم که منظور افراد یا اشخاص به طور کلی است:

You have to wear a seatbelt in a car. You can't take photos in the museum.

 

should/ shouldn't

You should wear a suit to the interview.
I think you should change your job.
I don't think you should speak to her.
He's very stressed. He shouldn't work so hard.
You shouldn't drink coffee in the evening. It'll keep you awake.

    برای نصیحت کردن و یا برای بیان این که انجام چه کاری از نظر شما صحیح است، از (should/ shouldn’t+ verb (base form استفاده می‌شود.

•    صرف should/ shouldn’t برای تمام اشخاص یکسان است.

•    اغلب آن را به این صورت به کار می‌بریم:


I think you should… or I don’t think you should…

NOT I think you shouldn’t…

ought to


به جای should می‌توانید از ought to هم استفاده کنید:

You ought to wear a suit.

معمولاً ought to را به صورت منفی به کار نمی‌بریم.

 

ویدیو های آموزش زبان انگلیسی ما را اینجا تماشا کنید.

ترجمه شده از 2 American-English File Student Book

 

have to, must, should

have to/ must (+ base form)

1.    You have to wear a seat belt in the car.
Do you have to work on Saturdays?
I had to wear a uniform at my elementary school.
I'll have to get up early tomorrow. My interview is at 9:00.

2.    You must be on time tomorrow because there's a test.
You must remember to call Emily—it's her birthday.

3.    I love the Louvre! You have to go when you're in Paris.
You must see this movie—It's amazing!

•    برای بیان اجبار و کاری که انجام آن لازم و ضروری است معمولاً از have to و must استفاده می‌کنیم.

1.    have to یک فعل معمولی است و می‌توان آن را در همه‌ی زمان‌ها و اشکال به کار برد. همچنین, می‌توان آن را به صورت مصدر و اسم مصدر هم به کار برد.

2.    must یک فعل کمکی (modal) است. فقط در زمان حال به کار می‌رود، اما می‌تواند در معنای آینده هم به کار رود.

3.    همچنین می‌توانید از have to یا must برای توصیه‌های جدی استفاده کنید.
 

have to or must


have to و must معناهای خیلی نزدیک به هم دارند. معمولاً می‌توانید آنها را به جای هم استفاده کنید. Have to بیشتر برای اجبار کلی و عمومی مثل قوانین استفاده می‌شود. must بیشتر برای موقعیت‌های خاص‌تر و اجبار به صورت شخصی‌تر استفاده می‌شود. جملات زیر را با هم مقایسه کنید:


I have to wear a shirt and tie at work. (= it's the rule in this company.)

I must buy a new shirt – this one is too old now. (= it's my own decision.)


have got to


معمولاً در زبان محاوره از have got to به جای have to استفاده می‌شود:

I've got to go now. It's very late.

 

don't have to

You don't have to pay—this museum is free.
You don't have to go to the party if you don't want to.

 

must not

You must not park here.


•    وقتی برای انجام کاری اجباری وجود ندارد، از don't have to استفاده می‌کنیم. از must not زمانی استفاده می‌کنیم که کاری ممنوع است.

•    don't have to و must not کاملاً با یکدیگر تفاوت دارند. جملات زیر را با هم مقایسه کنید:

 

You don't have to drive—we can take a train. (=you can drive if you want to, but it's not necessary/ obligatory.)

You must not drive along this street. (=its prohibited, against the law, NOT You don't have to drive along this street.)


•    اغلب اوقات می‌توانید از can't یا not allowed به جای must not استفاده کنید:

You must not/ can't/ not allowed to park here.

should, shouldn't (+ base form)

You should take warm clothes with you to Quito.
It might be cold at night.
You shouldn't drink so much coffee. It isn't good for you.
I think the government should do something about unemployment.


•    معنای should به اندازه must جدی نیست؛ از آن برای توصیه یا نصیحت کردن یا دادن نظر استفاده می‌کنیم، برای آن که بگوییم به نظر ما چیزی درست یا غلط است.

•    Should یک فعل کمکی (modal) است. تنها شکل‌های آن هم عبارت است از: should/ shouldn't.

 

ترجمه شده از 3 American-English File Student Book
 

 

 


نویسنده:

مترجم: رؤیا کریمی جنابی

امتیاز: 5 از 11 رای

تاریخ نشر: ۱۳۹۸/۱۰/۶ 12/27/2019 12:00:00 AM https://khazaelischool.com/articles/مشخص-کننده-های-زمان-time-sequencer

Publisher Logo
تهیه شده در: مدرسه زبان خزائلی

We hope this article has been helpful

Would you like to rate this article?

دیدگاه شما:


نام کامل
ایمیل(نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد)
متن پیام

کد زیر را وارد کنید
Captcha Picture